بداهه‌ها و مراثی تنی چند از شاعران

***

کاووس حسن لی ز جنون دورم کن
خورشید به خورشید پر از نورم کن

آن خواهش کوچکی که دارم این است
هم‌صحبت قیصر امین‌پورم کن
(ایرج زبردست)

***

در برگ‌ریز درد لگدکوب می‌شوی
سروی، ولی تکیده‌تر از چوب می‌شوی

با گیسوان سربی و آن چهره‌ی صبور
داری شبیه حضرت ایوب می‌شوی

قیصر نبود آن که برآمد به جلجتا
تو کیستی که یک‌سره مصلوب می‌شوی؟!

لبخند بر لبان تو پرپر نمی‌شود
از موج درد، گرچه  پر آشوب می‌شوی

قانون عشق سوختن است و به قدر درد
محبوب آستانه‌ی محبوب می‌شوی

مانند آفتاب دلم سخت روشن است
من خواب دیده‌ام... به خدا خوب می‌شوی!
( از دکتر محمدرضا ترکی، در زمان اوج‌گیری بیماری دکتر قیصر امین‌پور)