می کنم فریاد، ای فریاد...
اما بیراه نیست که اگر یکی از جاودانه آثار استاد را در این سال ها «فریاد» بدانیم. فریاد که پس از بیداد یکی از سیاسی ترین کارهای شجریان با مایه های انتقادی به شمار می رود، کاری است که در میانه همکاری او با گروه بی نامش-حسین علیزاده، کیهان کلهر و فرزندش همایون-و در سال 81 آفریده شد. همکاری هشت ساله ای که از «بی تو به سر نمی شود»(77) آغاز شد و به «سرود مهر» و «ساز خاموش»(84) انجامید.
«فریاد» را مولفه های بسیاری یگانه می کند. یکی دستگاه راست پنجگاه که کار در آن اجرا شده است. راست پنجگاه دشوارترین دستگاه موسیقی ردیفی ایرانی به شمار می رود و خود استاد نیز پیش از فریاد تنها آلبوم های «راست پنجگاه» و «چشمه نوش» را در این دستگاه خوانده و آن طور که برای چشمه نوش نوشته است:« آفتابِ گوهرِ نهاد افروز اين دستگاه در آستانة خاموشی و فراموشی است»
آنچه راست پنجگاه را عزیز می کند همان است که استاد خود می گوید:« راست پنجگاه ، گوياترين زبان شکوة مينوی موسيقی ايران زمين است که هنوز هم زنده ترين نشان و گوياترين گواه برتر منشی و آیين اين آب است»
فرم آشفته و به هم ریختة این دستگاه که یکباره آواز را تصنیف می کند و از تصنیف باز به سوز آواز فرود می آید(غزل سعدی،هرکه سودای تو دارد...) نیز ناهمخوان با محتوای اعتراضی کار استاد نیست. استاد در ادامه دست به یک هنرنمایی بی نظیر می زند و غزل «سمن بویان» حافظ را با آن لف و نشرها و تکرارهای متعدد و متکلف و شیرینش روی تصنیف می ریزد، و از شعری تصنیف می سازد که گویندگان از دکلمه کردنش هم هراس دارند. کار با آواز استاد روی غزل «بیا که رونق این کارخانه کم نشود» از حافظ ادامه می یابد؛ غزلی که در آن فضا رنگ و بویی دیگر می گیرد؛ تا نهایتاً حسن ختام روی اول کار مرثیه-تصنیف «فریاد»(خانه ام آتش گرفته است...) بر روی کلام مهدی اخوان ثالث باشد.
روی دوم اما با آواز ابوعطا روی غزل «دلا بسوز که سوز تو کارها بکند» آغاز می شود با گریز و بازگشتی که در میانة کار به «چهره به چهرة» «قره العین» زده می شود؛ نوبت به هم آوازی پدر و پسر، استاد و همایون در غزل سعدی می رسد، تا همایون جوان که سالها در تنبک استادی خود را به نمایش گذاشته بود، نشان دهد که هرچند شاگرد پدر است اما می تواند هم پای او بیاید. این دیالوگ آوازی را حتماً این روزهای روی گوشی های همراه خود بسیار دیده اید: تو را سری است که با ما فرو نمی آید/ مرا دلی که صبوری ازو نمی آید. و اتفاقاً یکی از مولفه های مهم فریاد آغاز خوانندگی موثر همایون در کارهای پدر است. پس از این قطعة آوازی کوتاه و دلنشین نوبت به تصنیف «یار دلنواز» می رسد که تحریرهای «داد ای داد» استاد تلمیحی می زند به روایتی که هست از این غزل حافظ که می گوید خواجه نظری داشته به واقعة کربلا. آلبوم فریاد پر است از تصنیف ها و آوازهای پنج ستاره، اما اینک نوبت دردانه و یگانة این کار است: قطعة جنبش خیز و شورش انگیز «ترکمنِ» حسین علیزاده که در ادامه با کلام فریدون مشیری (مشت می کوبم بر در، پنجه می سایم بر پنجره ها، من دچار خفقانم،خفقان) ترکیب می شود و انقلابی به پا می کند.پس از فرودی که به راست پنجگاه می آید، کار با تصنیف «بوسه های باران» از غزلیات خراسانی دیگری یعنی دکتر شفیعی کدکنی پایان می پذیرد. کاری که در ابتدای دهة هشتاد عرضه شد و بی نشان از دهة پر جنب و جوش هفتاد نبود...







